تبليغات|طراحی سایتX
SKA.16
SKA.16
الا ای داور دانا تو میدانی که ایرانی

چه منتها کشید از دست این تهران و تهرانی

 

چه طرفی بست از ین جمعیت ایران جزپریشانی

 

چه داند رهبری سر گشته صحرای نادانی

 

چرا مردی کند دعوی کسی کو کمتر است اززن

الا تهرا نیا انصاف میکن خر تویی یامن

 

تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدرگفتی

 

برشتی کله ماهی خور بطوسی کله خرگفتی

 

قمی را بد شمردی اصفهانی را بترگفتی

 

جوانمردان آذربایجان را ترک خرگفتی

 

ترا آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن

 

الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن

 

تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی

 

به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی

 

چرا بیچاره مشدی وحشی و بی تربیت باشی

 

به نقص من چه خندی خود سرا پا منقصت باشی

 

مرا این بس که میدانم تمیز دوست ازدشمن

 

الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن

 

تو از کنج شیر کش خانه و دکان سیرابی

 

بجز بد مستی و لاتی و الواطی چه دریابی

در این کولز که ندهندت بجز لیسانس تون تابی

 

نخواهی بو علی سینا شد و بو نصرفارابی

 

بگاه ادعا گویی که دیپلم داری ازلندن

الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن

 

تو عقل و هوش خود دیدی که در غوغای شهریور

 

کشیدند از دو سو همسایگان در خاک ما لشکر

 

به نق و نال هم هر روز حال بد کنی بدتر

 

کنون ترکیه بین و ناز شست ترکها بنگر

 

که چون ما ندندبا آن موقعیت از بلاایمن

 

الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن

 

گمان کردم که با من همدل و همدین وهمدردی

 

بمردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی

 

چه گویم بر سرم با نا جوانمردی چه آوردی

 

اگر می خواستی عیب زبان هم رفع میکردی

 

ولی ما را ندانستی بخود هم کیش و هم میهن

 

الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن

 

تو عقل و هوش خود دیدی که در غوغای شهریور

کشیدند از دو سو همسایگان در خاک ما لشکر

 

به نق و نال هم هر روز حال بد کنی بدتر

کنون ترکیه بین و تاز شست ترکها بنگر

 

که چون ما ندندبا آن موقعیت از بلاایمن

 

الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن

 

گمان کردم که با من همدل و همدین وهمدردی

 

بمردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی

 

چه گویم بر سرم با نا جوانمردی چه آوردی

اگر میخواستی عیب زبان هم رفع میکردی

 

ولی ما را ندانستی بخود هم کیش و هم میهن

 
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن

 

بشهریور مه پارین که طیارات با تعجیل

 

فرو میریخت چون طیر ابا بیلم بسرسجیل

 

چه گویم ای همه ساز تو بیقانون و هردمبیل

 

تو را یکشب نشد ساز و نوا در رادیوتعطیل

 

ترا تنبور و تنبک بر فلک میشد مرا شیون

 

الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن

 

بقفقازم برادر خواند با خود مردم قفقاز

 

چو در ترکیه رفتم وه چه حرمت دیدم واعزاز

 

بتهران آمدم نشناختی از دشمنانم باز

 

من آخر سالها سر باز ایران بودم وجانباز

 

چرا پس روز را شب خوانی و افرشته اهریمن

 

الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن

 

بدستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم

 

عدو را تا که ننشاندم بجای از پا ی نشستم

 

بکام دشمنان آخر گرفتی تیغ ازدستم

چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم

 

کنون تنها علی مانده است و حوضش چشم ماروشن

الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن

 

چو استاد دغل سنگ محک بر سکه مازد

 

ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد

 

سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جازد

 

چو تهران نیز تنها دید با جمعی به تنهازد

 

تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن

 

الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن

چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد

 

نخست آن جمع را از هم پریشان و جداسازد

چو تنها کرد هر یک را به تنهایی بدوتازد

 

چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد

تو بودی آنکه دشمن را ندانستی فریب وفن

 

الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن

چرا با دوستدارانت عناد و کین و لج باشد

 

چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد

مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد

 

هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد

تو گل را خار میبینی و گلشن را همه گلخن

 

الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن

تو را تا ترک آذربایجان بود و خراسان بود

 

کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدین سان بود

چه شد کرد و لر یاغی کزو هر مشکل آسان بود

 

کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود

کنون ای پهلوان چونی نه تیری ماند و نی جوشن

 

الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن

کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه اززنجان

 

نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی زلاهیجان

از این قحط و غلا مشکل توانی وارهاندن جان

 

مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره کرمان

دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی ازبنشن

 

الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یامن

 

چرا باید قومیت ها را تحقیر کنیم تا شهریار عزیزمان

 

این گونه اشفته شود با چه قیمتی ...............

ارسال در تاريخ 8/7/1390 توسط فیروزی

ارسال در تاريخ 27/12/1389 توسط فیروزی
ارسال در تاريخ 29/4/1389 توسط فیروزی

مقدمات سیم پیچ ی 

فاصله زاویه الکتریکی فازهااندازه گیری یوغ-پلاک خوانی - نکته زندگی

معمولا در الکترو موتور ها تعداد شيارها را با علامت z نشان می دهند.به خوبی می دانيم که فضايی که کلافهای سيم پيچی در آن قرار دارد را استاتور  گويند.وبخش گردنده را روتور می نامند. الکتروموتوری که در بخش استاتور دارای ۲۴ شيار باشد آنرا به شکل 24=z نشان می دهند.

نکته مهم بعدی اين است که موتور های ۳ فاز که برق تغذيه کننده موتور از سه فاز R-S- T می باشدبرای هر يک از فاز ها به صورت مساوی تعداد شيارهايی اختصاص می يابد که هريک از فازها به اندازه ۱۲۰ درجه الکتريکی با هم فاصله دارند

( ادامه مطلب )


ارسال در تاريخ 6/1/1389 توسط فیروزی

  

 

ارسال در تاريخ 5/1/1389 توسط فیروزی

 

 

ارسال در تاريخ 29/12/1388 توسط فیروزی